نسلهای حقوق بشر

«حقوق بشر» به معناي قابل درک امروزي، فرآيند تاريخي به شمار می­رود كه با گذشت چهار نسل مشخص و متمایز، سیر تکاملی داشته است.

‫نسل های حقوق بشر‬‎

از آنجائی که انسان موجودی است که دارای حق در تمامی جهت های زندگی برای خود میباشد ، این حق باید در سر تا سر این کره خاکی به رسمیت شناخته شود . با توجه به پیشرفتهایی که انسان در زمینه انواع و اقسام علوم بدست آورده است این نکته بر هیچ کس پوشیده نیست که هر روز این موجود نسبت به حقوق ذاتی خود پیگیرتر میشود .انسان همواره تلاش میکند روز به روز بر محیط آزاد اندیشی خود بیافزاید و با تصویب قطع نامه ها و صدور بیانیه ها ی مختلف زیر نظر سازمان ملل متحد که یک ارگان بین الملی است کلیه رفتار دولتها را با شهروندان خود کنترل میکند . حقوق بشر هم همانند دیگر مسائل و قوانین جهان شمول دارای نسلهایی میباشد که میتوان آن را به ۴ نسل تقسیم کرد که به قرار زیر میباشند :

نسل اول حقوق بشر

نخستين نسل حقوق بشر در واقع حقوق مدني و سياسي هستند كه ريشه در ارزش‏هاي مكتب ليبراليسم كلاسيك دارند و قواعد مطروحه در اين نسل از جمله حقوقي بودند كه براي نخستين بار در نظام حقوق موضوعه به شكل حقوقي مورد شناسايي قرار گرفته و از جايگاه حقوقي برخوردار شدند. اين حقوق منتج از نخستين شعار انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹ تحت عنوان آزادي بود. هر چند اين اصل در اعلاميه استقلال آمريكايي در سال ۱۷۷۶ و نيز منشور انگليسي حقوق در سال ۱۶۸۹ مطرح شده بود. در واقع در ادبيات حقوق بشر، انواع آزادي‏هاي بشري به حقوق مدني و سياسي ترجمه شدند و در عمل مورد شناسايي قرار گرفتند . نسل اول حقوق مدني و سياسي حقوق بنياديني چون حق حيات ، آزادي عقيده ، آزادي بيان، اجتماع، امنيت و ضمانت‏هاي قضايي را در بر مي‏گيرد . به زبان ساده میتوان گفت که نسل اول بر پایه اصل آزادی انسان وبهره مندی وی از حقوق اساسی شكل گرفته است . وبعد حقوق اجتماعی واقتصادی كه شاخص های اصلی آن برابری انسان ها از بهره مندی از حقوق اقتصادی را نشان می دهند وارد مبحاس حقوق بشر شده وبه عنوان نسل دوم معرفی شده اند. دارا بودن هر فرد از این حقوق به این معنی میباشد که یک فرد میتواند گرایش فکری مخالف یک دولت و یا یک گروه داشته باشد . البته منظور از گرایش فکری مخالف گرایش و تفکراتی است که زمینه و پایه جنگ و کشتار را پایه نگذارد . منظور حقوقی است که در راستای شخصیت یک انسان میباشد و برای ارزش آفرینی بر یک انسان تکیه میکند . این اصول به طور مفصل در ۳۰ ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر در ۱۰دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس و توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد و میثاق بین الملی حقوق سیاسی و مدنی ۱۶ دسامبر ۱۹۶۶ در ۵۳ ماده به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده است . که میتوان گفت این ۲ مصوبه جهانی ارزش استنادی برای همگی حقوق ذاتی بشر میباشند و قبل استناد در همگی قضاوتها در زمینه حقوق بشر هستند

نسل دوم حقوق بشر

نسل دوم حقوق بشر، حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. پيدايش اين حقوق به جنگ جهاني دوم به خصوص نطق مشهور رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا، فرانكلين روزولت بر مي‏گردد كه يكي از آزادي‏هاي چهارگانه را آزادي يا رهايي از احتياج يا نياز مي‏دانست؛ اين آزادي، از اصل دوم انقلاب فرانسه تحت عنوان برابري مي‏باشد. برخي از حقوق اقتصادي و اجتماعي مانند تأمين اجتماعي، كار، سطح مناسب زندگي و آموزش كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ۱۹۴۸ بر شمرده است، در اين گروه جاي مي‏گيرد. اين حقوق پس از جنگ جهاني دوم با اعمال نفوذ كشورهاي سوسياليست در اعلاميه جهاني حقوق بشر گنجانده شده است. در عين حال در جريان بزرگ اقتصادي۱۹۳۰حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در ايدئولوژي سوسيال – دموكرات كشورهاي غربي به رسميت شناخته شد. با اين وجود، جنگ سرد موجب جدايي حقوق مدني و سياسي از حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي گرديد. قواد طبقه‏ بندي شده در اين نسل از جمله حقوقي هستند كه از نظر قانونگذاري و كدگذاري، همزمان با قواعد نسل اول پديد آمدند. اما شناسايي آن به لحاظ فلسفي و نظري پس از حقوق مدني و سياسي است. برخي از اين حقوق عبارتند از كار، تأمين اجتماع، سطح مناسب زندگي، رفاه، حق مشاركت در زندگي فرهنگي و … كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است.

نسل سوم حقوق بشر

در دهه‌هاي اخير از نسل سوم حقوق بشر سخن به ميان آمده است. حقوقي كه در برخي از قطعنامه هاي سازمان ملل متحد، برنامه ريزي اوليه تعدادي از معاهدات و در منشور آفريقايي حقوق بشر و ملتها از آن ياد شده است. در «حقوق جمعي» واژه اي است كه به نسل سوم حقوق بشر اطلاق مي شود. از ميان حقوقي كه در اين نسل و در واژه مزبور كارايي دارند، مي توان به حق توسعه، حق برخورداري از محيط زيست سالم و حق صلح اشاره كرد. استفن ماركز، نسل جديد حقوق بشر را شامل محيط زيست، توسعه، صلح، ميراث مشترك بشريت، ارتباطات و كمكهاي بشردوستانه مي داند. مؤلفه‏ هاي اصلي حقوق نسل سوم، به معناي برابري و تساوي ابناء بشر يعني مشاركت همه اركان جامعه مدني است كه منجر به افزايش سطح رفاه عمومي مي‏گردد. در واقع در نسل سوم حقوق بشر، عناوين مسئوليت تا حدود زيادي تغيير كرده‏اند. مسئول اوليه در دو نسل اول و دوم در حمايت و تضمين حقوق بشر دولت است؛ اما در نسل سوم هر چند مسئوليت اوليه و اساسي با دولت خواهد بود ولي شاخص مشاركتي انواع حقوق نسل سوم، اين مسئوليت را عملاً كمرنگ نموده است. البته توسعه همیشه یك مفهوم بحث انگیز بوده است همانند صلح ، امنیت وحقوق بشر. این مقوله درسالهای اخیر توجه زیادی را درسازمان ملل به خود جلب كرده است حق توسعه حاصل یك تحول مفهومی دردرون این سازمان است . تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر دردسامبر ۱۹۴۸ ومیثاق های حقوق مدنی وسیاسی وحقوق اجتماعی واقتصادی در ۱۹۴۸ زمینه ساز تولد حق توسعه می باشد. حق توسعه جزئی از حقوق بشر می باشد ویك حقوق اساسی كه ضامن آزادی وپیشرفت ، عدالت وخلاقیت انسان هاست پیش طرح حقوق بشر كه توسط بنیاد بین المللی برای حقوق بشر تدوین شده است ، حق توسعه را اینگونه تعریف می كند:
حقوقی است كه بهره مندی تمامی انسان ها از زن ومردرا دریك سهم عادلانه ومتناسب از اموال وخدمات تولیدی جامعه جهانی فراهم می كند . دراین برداشت هم به سهم دولت ها درتقسیم عادلانه كار بین المللی وهم به حق توسعه فردی توجه شده است . همچنین همبستگی ملی وبین المللی مبنای اصل توسعه تلقی شده وعدالت غایت وهدف توسعه قلمداد شده است .دموكراسی وتوسعه درموارد اساسی باهم مرتبط هستند . چون دموكراسی تنها مبنای دراز مدت برای مدیریت رقابت های نژادی ، مذهبی بوده ومنافع فرهنگی را از طرقی كه خطر خشونت وبرخورد داخلی را به حداقل برساند فراهم می آنرد . آنها با هم مرتبط هستند به خاطر اینكه دموكراسی به طور ذاتی با مسئله حاكمیت مطلوب متصل است كه این برهمه جنبه های توسعه تاثیر دارد. آنها باهم مرتبط هستند، به خاطر اینكه دموكراسی یك اصل اساسی حقوق بشر است یعنی پیشرفتی كه خود یك اقدام مهم توسعه است . آنها باهم مرتبط هستند به خاطر اینكه مشاركت مردم درفرایندهای تصمیم گیری كه بر زندگی آنها تاثیر می گذارد یكی از اصول اساسی توسعه محسوب می شود.

نسل چهارم حقوق بشر

برخی افراد، حق ارتباطات را به نسل چهارم حقوق بشر تعبیر کرده‌اند که در کنار حقوقی مثل آزادي بیان و اطلاعات و رسانه‌ها مطرح می‌شود. حق ارتباطات به عنوان نسل چهارم حقوق بشر براي نخستین بار توسط ژان دارسی فرانسوي در سال ۱۹۵۴ در مجله فرانسوي ارتباطات مطرح شد .کارشناسان اذعان دارند بر اینکه امروزه تحقق حقوق مهمی چون حق به حیات یا حق به تعیین سرنوشت بدون برخورداري از حق به ارتباطات به طور کامل میسر نیست. این حق در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اجتماعی، اقتصادي و فرهنگی به طور ضمنی مدنظر قرار گرفته است. قطعنامه ۱۹۸۳،۲/۳ ۱۲۱/۴،۱۹۷۴ مصوب یونسکو درباره این حق هستند. وقتی صحبت از نسل ۴ که حق ارتباط است به میان می اید این نکته پررنگ جلوه میکند که انسان باید دارای قدرت برقراری ارتباط با افراد دیگر باشد و این حق نیز همانند حقوق دیگر باید مورد احترام جامعه بشری باشد و نمیتوان هیچ فردی را از این حق محروم کرد حال آن فرد میتواند دارای عقیده و نظر خواصی باشد یا یک نظر سیاسی مخالف دیگران دارد نباید به صرف آن نظر و عقیده از این حق محروم شود . به این دلیل که انسان موجودی است که نیاز به ارتباط با افراد دیگر و رسیدن به تکامل ذاتی . فطری ، و روحی دارد .

آگهی‌ها
Translate »
بستن
بستن